الشيخ رحيم القاسمي

113

محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى )

حريم عيش مخلّد ز نان جو جويى * حريص گندم ، محروم خلد رضوان است درون كلبه تاريك دان حيات ابد * كه در سيه كده ظلمت ، آب حيوان است ز دود آه سيه ، مشق ناله مى كن * به شب كه دفتر گردون ز كوكب افشان است ز بحر چشم پديد آر گوهر خود را * سحر كه ديده افلاك گوهر افشان است مخواب اگر ز اجابت تو راست چشم نظر * كه بال مرغ عبادت ز پلك چشمان است بياب غايت ايجاد و كسب دانش كن * كه علم علّت غائى خلق انسان است گذر ز فلسفه ، كاين است پايه اول * به عرش شرع روان شو كه راه حق اين است دگر مدارج طى معارج اين راه * به قوّت نظر بينشت نه آسان است بيا به درگه صاحب سرير كشور شرع * كه خدمت درش اقبال رهنوردان است جهان علم ، محمد تقى كه افلاطون * در آستان كمالش كمينه دربان است سپهر فضل كه در دور حق شناسى او * فلك ز كرده پيشين خود پشيمان است گزيده گوهر درياى لطف يزدانى * كه خاك درگه او آبروى غفران است